وال استریت ژورنال با اشاره به اینکه آمریکا و ایران با تشدید فشار بر تنگه هرمز، هر دو انتظار داشتند در برابر طرف مقابل دوام بیشتری بیاورند و تصور میکردند گذشت زمان به نفع آنها خواهد بود، مینویسد: اما اکنون به نظر میرسد روند تحولات علیه تهران در حال تغییر است.
محاصره دریایی آمریکا مانع از آن شده است که ایران نفتی را از طریق خلیج فارس صادر کند. همزمان، واشنگتن با وجود حملات پهپادی و موشکی ایران، توانسته است به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس کمک کند مقادیر قابلتوجهی نفت خام خود را از طریق این آبراه منتقل کنند و از جهش قیمت جهانی نفت به بالاتر از سطوح بحرانی جلوگیری کند.
این روزنامه آمریکایی مینویسد، این پرسش راهبردی که آیا در نهایت گذشت زمان به نفع واشنگتن خواهد بود یا حکومت تهران، هنوز پاسخ مشخصی ندارد. ایران همچنان راههایی برای تشدید درگیری که اکنون به جنگی طولانی تبدیل شده است در اختیار دارد و میتواند هزینهها را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد. توان ارتش آمریکا برای حفظ محاصره دریایی برای چندین ماه دیگر نیز نامشخص است.
به نوشته وال استریت ژورنال، اما اکنون روشن شده است که محاسبه تهران در شش ماه پیش، زمانی که تنگه هرمز را بست و یکپنجم عرضه نفت خام جهان را در منطقه گرفتار کرد، اشتباه بوده است. این اقدام نه به بحران اقتصادی جهانی منجر شد و نه دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، را وادار کرد جنگ را بر اساس شرایط ایران متوقف کند.
هرچند محاصره بنادر ایران از سوی ترامپ که پس از شکست توافق اولیه دوباره برقرار شده، رفتار حکومت ایران را نیز تغییر نداده، در حال حاضر اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز بهآرامی اما بهطور پیوسته در نتیجه عملیات نظامی آمریکا در منطقه در حال تضعیف است. قیمت نفت خام در بازارهای بینالمللی همچنان کمتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه است؛ قیمتی بالا، اما بسیار پایینتر از آستانه بحرانی برای اقتصاد جهانی. بخشی از این وضعیت به دلیل استفاده چین از ذخایر داخلی و کاهش واردات نفت بوده است.
یک مقام ارشد عرب حوزه خلیج فارس گفت زمان به نفع هیچیک از دو طرف نیست، اما عقربههای ساعت برای ایرانیها سریعتر در حال حرکت است، زیرا آنها با فشار اقتصادی عظیمی مواجهاند. به گفته او، فشار زمانی برای آمریکا بیشتر به سیاست و افکار عمومی مربوط میشود تا درد اقتصادی.
تنکر ترکرز، اوایل این هفته برآورد کرد که طی ۲۸ روز گذشته، بهطور میانگین حدود ۵ میلیون بشکه نفت خام در روز، که تقریبا هیچکدام از آن متعلق به ایران نبوده، از طریق تنگه هرمز از خلیج فارس خارج شده است. علاوه بر این، حدود ۲.۵ میلیون بشکه نفت نیز از طریق پایانههای نفتی در سواحل دریای عمان، مانند فجیره در امارات متحده عربی، صادر شده است. این صادرات بیش از ۴۰ درصد جریان نفت منطقه پیش از جنگ را تشکیل میدهد.
حملات مستمر ایران به کشتیها با هدف حفظ کنترل این کشور بر تنگه هرمز انجام میشود و موجب تبادل حملات موشکی و پهپادی شده است؛ حملاتی که تاکنون با دقت کنترل شدهاند. ایران به نفتکشها در دریا و پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن حمله کرده، اما از حملات گستردهتر به اسرائیل خودداری کرده است.
در همین حال، آمریکا شهرهای بزرگ ایران یا رهبران نظامی و سیاسی حکومت را هدف بمباران قرار نداده است. این وقفه به ایران اجازه داده صنایع نظامی خود، از جمله بخشهای مرتبط با تولید موشک را که در جریان ۴۰ روزه آسیب دیده بود، تعمیر و بازسازی کند.
وال استریت ژورنال مینویسد، همسایگان ایران در خلیج فارس امیدوارند این خویشتنداری نسبی از سوی هر دو طرف ادامه پیدا کند و راه را برای دستیابی به توافقی در آینده هموار کند. مقام ارشد عرب حوزه خلیج فارس گفت: «برای ما در منطقه، اگرچه بنبست را به جنگ ترجیح میدهیم، اما توقف دائمی خصومتها را به بنبست ترجیح میدهیم.»
زمانی که ترامپ برای نخستین بار محاصره را اعمال کرد، مقامهای حکومت ایران برآورد کرده بودند که میتوانند حدود پنج ماه بدون پیامدهای فاجعهبار برای اقتصاد دوام بیاورند. اکنون این نقطه بهسرعت نزدیک میشود و تهران را مجبور به اتخاذ یک تصمیم راهبردی میکند.
تقویم سیاسی آمریکا نیز عامل مهمی در محاسبات حکومت ایران است و احتمال تشدید تنش را افزایش میدهد. یکی از لحظات تعیینکننده در سالهای نخست جمهوری اسلامی، تصمیم این حکومت برای تأثیرگذاری بر انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۱۹۸۰ از طریق خودداری از آزادی گروگانهای آمریکایی تا پس از پیروزی رونالد ریگان بر جیمی کارتر بود. دولت ریگان نیز بعدها بهطور مخفیانه به ایران سلاح رساند.
وال استریت ژورنال مینویسد، امروز رهبران حکومت ایران از نامحبوب بودن جنگ در آمریکا آگاهاند؛ بخشی از این مسئله به افزایش قیمت بنزین در جایگاههای سوخت مربوط میشود. آنها همچنین تمایلی ندارند به ترامپ، که دستور ترور بخش بزرگی از رهبری سیاسی و نظامی حکومت را صادر کرد، با دستیابی به مصالحه بر سر تنگه هرمز پاداش بدهند؛ مصالحهای که میتواند درست پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر قیمت بنزین را کاهش دهد.
این روزنامه آمریکایی در ادامه به فشار سنگین بر اقتصاد ایران و کاهش ارزش ریال اشاره میکند و مینویسد اگرچه اختلافاتی نمایان است اما بهنظر میرسد باتوجه به غیبت مجتبی خامنهای، سومین رهبر جمهوری اسلامی، قدرت واقعی در دست سپاه پاسداران است.
وال استریت ژورال مینویسد، از برخی جهات، تورم و فقیرتر شدن طبقه متوسط ایران ممکن است یک انتخاب سیاستی باشد؛ انتخابی برای ایجاد جامعهای بسیار نظامیتر و متمرکزتر که برای جنگ آماده باشد و مانع بازگشت اعتراضاتی شود که در دیماه ایران را تا آستانه انقلاب پیش برد.
اما نورمن رول، که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۷ مقام ارشد جامعه اطلاعاتی آمریکا در امور ایران بود، نیز گفت اگر تاریخ اخیر درباره تحولات داخلی ایران درسی به ما داده باشد، آن درس این است که باید نسبت به پیشبینیها محتاط بود.
او گفت: «کسانی که معتقدند رژیم بیش از حد قدرتمند، بیش از حد ریشهدار در جامعه ایران یا بیش از حد تحت حفاظت نهادهای امنیتی گسترده داخلی است که بتواند سقوط کند، باید به یاد بیاورند که زمانی قضاوتهای مشابهی درباره مبارک، بنعلی، چائوشسکو و حتی اتحاد جماهیر شوروی مطرح میشد.»

